در حیاط خلوت پاییز
از اول، قرار نبود
این شعر قایقی باشد
تا خیال آمدنت را
پارو بزنم.
دربیکران ِ آبی ِ رویاهات
هیچ خورشیدی طلوع نمی کند.
صبحی را
به خیال آمدنت،بدهکارم.!
./ به بزرگی...که بسیار از او آموخته ام..
شعری در سایت شعر نو
شعری دیگر در سایت آنات
چوب حراج زده ای به خاطره هایمان!
بهار،
شبیه ده سالگیم
خواب باران و شمعدانی ها را بر هم می زند
[ زمان
در بی حواسی آدمها
شتابان می گذرد]
تقصیر زندگی نیست
که قدم به خیال تو نمی رسد.!
ـــ حراج آخر سال است
تنهاییم را نمی خری؟ ـــ
" اسفند۸۸"
./ هر روز،
به افکار و آرزوهایم بیا
لبخندت
ارغوانی خاطره هاست
جایی، میان همیشه...
* شعری در آنات
*شعری در سایت شعرنو
به آیین بهار سفر به هزاره های باران است...
برایتان سال و سالیان عشق..لبخند ..پیروزی و شادکامی آرزو می کنم..
از ساحل ِآوازهای ملاحان عاشقیْ
بی موج می گذرد،
که خواب اقیانوسها را
در می نوردند.
.
.
.
.
./ سپاسگزارم مهربانیت را "اوی دوست داشتنی"
ادامه مطلب
پرتقالها به بار می نشینند.
.
.
.
.
./ ارمیا سالها توی داستانهایم نفس می کشید...یک شب بارانی پا توی این شعر گذاشت..
ادامه مطلب
تو سکوت می کنی
او سکوت می کند
آنها...
وگاهی زندگی...
حرفها با رقص دستهایت
می آیند و می روند.!
./ شعر پایانی تقدیمی بود به مددجویان بهزیستی بوعلی
ادامه مطلب
*بند میانی شعر یک جور فکر است که راوی با خودش بلند بلند تکرار می کند ..شاید کلمات انقدر ها سربه زیر نبودند تاخوبتر تصویر شوند.این شعر دوپاره نیست بلکه سه بند در امتداد هم یکی می شوند. سپاسگزارم بذل توجه خوبتان را
ادامه مطلب
| Design By : RoozGozar.com |
