ازجنس تـــنهایی
خوب شد که آمدی
سلام![]()
من مانده بودم ویک سبد خاطرات گس
من مانده بوده بودم وآسمانی بی ستاره و
دفتری خالی از کلام
دلم به خنده واشد و![]()
شدی میهمان لحظه های سردو بی عبور من...
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت
15:29 توسط شمیم| |
سلام
این یک شروع تازه است ![]()
که قراره تا آخرش باشیم![]()
نمی دونم این آغاز قراره سبز بمونه یا.....![]()
به هرحال بایک دنیا عشق گذر از آسمون وخیلی چیزهای خوبه دیگه قراره به
جشن ستاره های تنهایی بریم که![]()
سالهاست منتظرمون هستن
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت
10:49 توسط شمیم| |
| Design By : Night Melody |


