ازجنس تـــنهایی
دلم تا سپیده تا عروج سیاهی
پر می کشد از تمام تباهی
من ودرد و دلواپسی
برای آخر قصه هایم نمانده کسی
میان من و آن حضور طلایی
می کشند حائلی از جدایی
ببینید اینجا عاشق کشان است
فریادهای عاشقی تا آسمان است
گره خورده تاب و تب من
با یک شب پر ستاره
دریغا که من را می برند
تا یک افولی دوباره
صدایم کنید تا که شاید ببینند
آنقدر سرد گل احساسم را نچینند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت
9:44 توسط شمیم| |
خواستیم به امید رسیدن
![]()
![]()
![]()
![]()
برای رسیدن ها دعا کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت
10:34 توسط شمیم| |
| Design By : Night Melody |


