ازجنس تـــنهایی
دور تری ـــ ن نقطه...
جایی میان بودن و شدن...
ضرباهنگی تند و گوش خراش
راوی ِ خیالی از شدن و رفت ـــ ن...
پروانه وار...در امتداد آخری ــ ن شمع...
سرد و مبهم و کب ـــ ود...
در گرگ میش ترین لحظه ی رسی ــ دن
رق ـــص ِ بی امان باد بر شاخه های ِ درختانی عریان
نگاه هایی که مماس می شود ...تا آیینه ای که بود ـــ ن را به تماشاست
شاید آن ــ سوی ِ بیقرار یک دلتنگی
باران یعنی من... من یعنی... ن ـــ گاه...و ن ـــ گاه یعنی... انتظار .... و انتظار یعنی ...تو! به همین سادگی
*کبودینه آسمان را به اجابت ِ تو ...سیر می کند نگاهم،.هس ـــ تی و نمی ـــ بینمت...


تورا بهانه می کنم و می نویسم
چقدر کلمات سر به زیر شده اند
می بینی طنین یاد تو
هنوز هم جاریست
می نویسم تا بیقراریم قرارم شود
نمی دانی چقدر خوب است
وقتی که بیقرارم و از تو می نویسم
*هوایی که می شوی...خیال پرواز رهایت نمیکند...
*باغ کاغذی خاطره شد، این روزها در "برتر ازپرواز "می نویسم
| Design By : Night Melody |


