ازجنس تـــنهایی
بی خیال نمی شوم
گنجشک و باران و پاییز را
آخر اینها تمام ِ منند
سهم ممتد ِ تنهایی وسکوتم
میان اینهمه تو را کم دارم ببین.!
***
مدادی تازه می خواهمدوباره می نویسمت
اینبار بدون خط خوردگــی.!
شعری نو می شوی
بی قافیه بی ردیف
و من
به همین دل خوش کرده ام.!
***
گوشهـــایت را می گیری و می روی
غلط هایت را
در باد زمزمه می کنم
بگذار تمام درختان بدانند .!
****
دوست دارم کسره باشم
تا دنباله ی نامت
مرا هم با خودت ببری
نام تو را به دوش کشیدن
همین برای دلم کافیست.!
*بنزین نگاهت را سهمیه بندی نکن
باک دلم خالیست.!
++ خانه ی تنهایی ام به روایت برگ ریز و خزان 2ساله شد..با خاطرات سبز و خاکستری وهمراهی دوستانی که از آغازین با لحظه هایم بودندمهربانیت را فراوان سپاس
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت
11:42 توسط شمیم| |
| Design By : Night Melody |


